تبليغاتX
مشکی پوش...

مشکی پوش...

دلت خوشه به چی؟

دلت خوشه به چی؟به دوست دارم های عشقت؟

خاطرشو میخوای یا برای سکسه؟

بند دویست گرم گوشت لای پاشی؟

خودتو میخواد؟یا خودتو با یه ماشین؟

دلت خوشه به چی به کارت ملی؟

یا حساب بانکت تو برلین؟

مالیدی که طلاهای مامیت پا قرض های بابات رفت

جای خیابون ها هنوز رو کف پاهات هست

میچرخه عقربه ساعت دیواری

تو شبها رو راحت میخوابی ولی بابایی نه

فکر شکم های گشنتون هست

یه لحظه هم خوش نبوده و توی ازگل بار اومدی

مفت میخوابی مفتم میخوری تازه ترشم میکنی؟

تریپ مردونگی میزنی واسشون بزرگ شدی مثلا؟

ذهنت رو عملی کن همه کری بلدن

دلت خوشه به چی؟به مد روزت؟

یا ادکلن روست ؟هه بذارش موزه

دلت خوشه دغدغه ات اینه عشقت ولت کنه؟

وضعیت بدیه ماهم عادت کردیم به نصیحت بقیه

اگه روک حرف میزنه واسه شخصیت رپیمه...

شایع

+ نوشته شده در یکشنبه 1391/02/31 ساعت 20:13 توسط تک پر |


در به در...

نمیدونی چه حالیم 

یه تیکه استخون شدم

انگار یه مرده با منه

خودم میترسم از خودم

این گریه ها بی اثره

چشمهام هنوزم به دره

تقصیر من نیست که دلم

تورو از یاد نمیبره

رفتی نکردی باورم

همین مونده تو خاطرم

برای تو فرقی نداشت

گفتی از عشقت میگذرم

در به درم کردی گلم 

خبر نداری از دلم

جلوی راهمو بگیر نذار برم

چرا دعام بی اثره؟

دلت ازم بی خبره

شبها که بی خواب توام

چطوری خوابت میبره؟؟

+ نوشته شده در جمعه 1391/02/29 ساعت 19:52 توسط تک پر |


یه عالمه حرف پشتمه...

یه عالمه حرف پشتمه خبر نداری گه چی شد

میون عشق من و تو یهو چطور جدایی شد؟؟

نمیدونی خیانتت باعث این سیاهیه

خودکشی من از روی زخم زبون های تو خالیه

سوزوندش آتیش خونم رو 

گرفتنم گفتن نرو

خاکستر عشقت موند واسه من

میکوبم دیوار سرمو

عشقت واسه من کم نبود

تو بودی دورم غم نبود

اما نگاه های حسود 

انگار پیش ما کم نبود

آره یه چند ماه میشه که تو با اون الان دلخوشی

جز عکسات  و پیرهن مشکی ندارم من هیچ دل خوشی

داغون و خسته هستم این روزا

صبرم سر اومده دیگه

میخوام یه دم آروم باشم 

خدا خودت صبرم بده

پس کی میشه نوبت من ؟

دستهاتو باز من بگیرم

سلوای من اینجور نبود

اون که دلش نامرد نبود

حالا تو خوشی با اون حسود

دلم شد از غصه تو داغون و خسته وکبود...


+ نوشته شده در پنجشنبه 1391/02/28 ساعت 10:27 توسط تک پر |


زیر بارون...

دلم برای صدات خیلی تنگ شده بود
میدونستم اگه با خط خودم زنگ بزنم جواب نمیدی
با کارت تلفن از خیابون زنگ زدم بهت
داشتم نا امید میشدم که برداشتی
بله ؟الو الو...
شانس منم بارون گرفته بود خفن
تلفنو قطع کردم
راه افتادم دیگه گریه داشت میومد بی اختیار
با خودم این آهنگ رو خوندم...

هوس کردم بازم امشب زیر بارون تو خیابون
به یادت اشک بریزم طبق معمول همیشه
آخه وقتی بارون میاد رو صورت یه عاشق مثله من
حتی فرق اشک و بارون دیگه معلوم نمیشه
امشب چشمهای من مثله ابر های بهاره
نخند به حال من که حالم گریه داره
چرا گریه ام نمیتونه رو تو تاثیری بذاره؟
آره بخند به حالم که حالم خنده داره
این عشق یک طرفه من رو کشونده تو خیابون ها
نمیخوام توی این خلوت کسی دور و ورم باشه
نه پلک هام روی هم میرن نه دست میکشم از گریه
نه میخوام بند بیاد بارون نه چتری رو سرم باشه
امشب چشمهای من مثله ابرهای بهاره
بخند به حال من که حالم خنده داره...

+ نوشته شده در سه شنبه 1391/02/26 ساعت 22:27 توسط تک پر |


ببخش...

ببخش اگه تو گریه هام دورنگی و ریا نبود
اگر که دستام مثله تو با کسی آشنا نبود
ببخش اگه تو عشقمون کم نمیذاشتم چیزی رو
ببخش که یادم نمیره اون روزهای پاییزی رو
ببخش اگه تو حسمون دورنگ و نامرد نبودم
ببخش که عاشقت بودم خسته و دل سرد نبودم
ببخش که مثله تو نشد خیانت رو یاد بگیرم
اگه که گفتم به چشمهات بذار واسه تو بمیرم
لیاقت دستهای تو بیشتر از این نبود عزیز
نه نمیخوام گریه کنی برای من اشکی نریز
لیاقت چشمهای تو نگاه پاک من نبود
منو ببخش دلم از تو جدا نبود
اره منو ببخش ...
+ نوشته شده در دوشنبه 1391/02/25 ساعت 22:59 توسط تک پر |


گیجم...

صدای اس ام اس اومد اونم از گوشی من

با تعجب و دلهره که نکنه تو باشی و دلت هوامو کرده

بازش میکنم:

مشترک گرامی با 75دقیقه مکالمه خارج از شبکه...

ایرانسل از تو با وفا تر شده این روزا

هر جوری فکر میکنم تو ذهنم نمیره

نگه داشته بودی روز تولدم عشق جدیدت رو بهم کادو بدی؟

تا مرگ یادم می مونه حرفایی که اون روز گفتی بهم

کثافت بی عرضه عوضی نفهم ...

چقدر کادو های خوبی دادی بهم مرسی عزیزم

منه احمق فکر میکردم نیستی و محل نمیذاری بخاطر درس و مشقت هست

نگو دور از چشمهای من برای یکی دیگه میمیری

اون روزی هم که اومدم دانشگاهت دیدنت هی این ور و اون ور نگاه میکردی

میگفتی اون پسرا نگاهمون میکنه 2 دقیقه راحت کنارم نموندی

بخاطر اون عطای نامرد بود نه؟؟

که نبینه مارو؟

باهاش حالتو بکن 

فکر نکن یکی شبها تا صبح خوابش نمیبره

فکر نکن دلی که له شد

فکر کردی فقط پولدار ها دل دارن؟؟؟

ازت نمیگذرم

نمیبخشمت 

پیرهن مشکی  رو عشقه

خوشحالم این نزدیک 2 سالی اینقدری معرفت داشتم که  میتونستم 

خیلی راحت بهت خیانت کنم نکردم

یادت باشه زندگی پول نیست

روزی میرسه همه چی دارم پول و ثروت

ولی تورو ندارم چه فایده؟

دستهای اونو میگیری خدایی خجالت نمیکشی؟

باهاش قرار میذاری خجالت نمیکشی؟

بهش میگی دوست دارم وجدانت راحته؟

زیاد بال و پرت دادم فکر کردی تو دنیا فقط تو هستی که 

براش میمیرن؟

ببین این خط و این نشون

محاله با اون قاقول و امثال اون خوشبخت بشی

اونا فقط ترو واسه رابطه میخوان

یادت باشه همه مثله من ساده و احمق نیستن

دلم به عکست و صدات خوشه

دلت به هرکی خوش باشه باشه

سلوا کامرانی ازت نمیگذرم ...

+ نوشته شده در یکشنبه 1391/02/24 ساعت 20:37 توسط تک پر |


مادرم غصه نخور...

مادرم غصه نخور اگه موهام داره سفید میشه

غصه نخور شکستم و دارم پیر میشم

نگو چت شده پسرم چرا همش تو خودتی

مامان میدونی دلم شکسته باقی حرفام نقطه چین...

مامان تو قشنگترین مادر روی زمینی

تو همونی که با مشکلات من همیشه جنگیدی

همون گل سر سبدی که توی باغچه خدا

تو برام فرق داری با همه تویی بافته جدا

چقدر اذیتت کردم من از اول

خوبی هات جا نمیشه تو این چند خطم

مادرم منو ببخش اگه یه موقع هایی سرت داد میزدم

به خودت قسم هرکای میکنم تا شاد شی ازم

مامانی من حاصل دردم من مایه ننگم

به خدا حاضره بمیره برات دل تنگم

روزت مبارک برام دعا کن مادر...


+ نوشته شده در شنبه 1391/02/23 ساعت 18:26 توسط تک پر |


گور کن...

گور کن ازت میخوام پیکرم رو خاک نکنی

اشک روی گونم رو قسم میدم پاک نکنی

گور کن جنازمو جلو چشماش آتیش بزن

اگه خواست گریه کنه سیلی رو صورتش بزن

بره گم شه که دیگه ندارم حس و حالشو

بسوزون با پیکرم تموم خاطراتشو

گور کن بهش بگو عکسشو تو چشام دیدی

بگو وقتی جون دادم اسمشو از من شنیدی

دیگه اینجا کسی نیست اسم اونو صدا کنه

پای خاطرات اون زندگیشو تباه کنه

ساده جون ندادم و نذار که ساده خاک بشم

بسوزون پیکرمو که بعد از این عبرت عاشق ها بشم

گور کن بهش بگو از این چشمها حیا کنه

رخت خنده به تن لب های پستش نکنه

گور کن جنازمو جلو چشماش اتیش بزن

اگه خواست گریه کنه سیلی رو صورتش بزن...


+ نوشته شده در پنجشنبه 1391/02/21 ساعت 10:37 توسط تک پر |


بد آوردم...

کنار تو بد آوردم نرفتم 

شکستم خون دل خوردم نرفتم

تحمل کردم این وابستگی رو

من از این زندگی مردم نرفتم

یه حرفی تو دلم مونده که درده

که میتونه منو از هم بپاشه 

بیا یک عمر با من زندگی کن

اگه حتی فقط یک لحظه باشه

نمیدونی واسه زخم های قلبم

یه وقتهایی چقدر سرپوش خوبه

توی طوفان این شبهای تاریک 

چراغی که نشه خاموش خوبه

تو لذت میبری از این که تنهام

تو لذت میبری از پا بیفتم 

نمیدونی که من از دست رفتم

تو میخندی و من حرفی ندارم

تو میخندی و من مغلوب میشم

ببین حالم بده دست خودم نیست

برای من دعا کن شاید که مردم

کنار تو بد آوردم اما نمیرم 

سلوا چشم براهت می مونم 

تا همیشه تا وقتی بمیرم...

+ نوشته شده در چهارشنبه 1391/02/20 ساعت 20:19 توسط تک پر |


منه تنها...


منه تنها منه غمگین
منه افسرده دل خون 
روح من زخمی از عشق
تن من زخمی از جون
از تو روزهای صبوری 
از تو تنهایی دوری 
دستمو بگیر و رد کن
تو که در حال عبوری
مردم و بهونه میخوام
گریه مردونه میخوام
زندگی زندونه زندون
از خدا مرگمو میخوام
تو رگهام خونه غروبه 
حال من خراب و خوبه
مثله موجی ام که میخواد
سر به صخره بکوبه...

خدایا صبرم بده 
خداییش این حقم نبود
حقم بده
+ نوشته شده در دوشنبه 1391/02/18 ساعت 20:25 توسط تک پر |


دستای غریبه...

دستهای غریبه بوسیدن که نداره

آوارگی من خندیدن که نداره

دنیای یه عاشق دزدین که نداره

سوزوندی منو با حرفات فقط خندیدی و رفتی

بی رحمی چقدر پرپر شدنم رو دیدی و رفتی

حتی یه دفعه حالی از من نپرسیدی و رفتی

نمیبخشه دلم تموم جور و جفایی که  کردی با این دل

نفرین به تو که شدی اسیر یه دنیای تاریک وباطل

بیچاره دلم که شده عاشق یه آدم دورو  و سنگدل...

+ نوشته شده در شنبه 1391/02/16 ساعت 13:4 توسط تک پر |


بن بست دنیا...

خدایا نگام کن همون دل شکستم
نگو قهری با من تو بودی که هستم
تو بودی همیشه تویه تار و پودم
منم که یه وقتا به یادت نبودم
یه عمره که بغضم رفیقه با شبهام
خدایا رسیدم به بن بست دنیات
هوامو گرفته تن کوچه بسته هست
نگاتو نگیر از یه مردی که خسته هست
به گوشت میدونم صدام آشناست
خدا با توام پس حواست کجاست؟
اگه غم بگیره همه روزگارم
یا بازم بیفته گره تویه کارم
اگه شعله بغض بیفته به جونم
گلوم رو بگیره نتونه بخونم
اگه تشنه لب یه قطره بمونم
فقط بنده تو میشم مهربونم
یه دینی رو دوشم زمین زیر پامه
کمک کن به قلبم برای ادامه
ازت صبر میخوام که طاقت بیارم
از هیچ کس به جز تو توقع ندارم
نگو قهری بی تو شبام سرد میشه
خدایا دل من برات تنگ میشه
به گوشت میدونم صدام اشناست
خدا؟با توام پس حواست کجاست؟


+ نوشته شده در پنجشنبه 1391/02/14 ساعت 13:19 توسط تک پر |


خدا؟

خدایا حقم این بود؟

یقه ترو نگیرم پس چیکار کنم؟

به کی بگم؟

بد کردم بهش؟

اون همه پاش موندم 

سهمم ازش فقط 2 دقیقه دیدار بود

اونم با ترس و دلهره این ور اون ورو نگاه میکرد که نکنه دوس پسرش ببینه

خدایا غیرتی بودن بده؟

جوابم رو از تو نگیرم از کی بگیرم؟

23سال این تن لش رو از گناه و فحشا پاک نگه داشتم

این جوری حقمو میدی؟

چرا کسایی که هر گوهی خوردن هر بلایی سر هرکی دوس داشتن آوردن

الان میمیرن براش چرا؟

خدایش این حقم نبود حقم بده

چی به روز من آورد صبرم بده

بعد یه عمر میگه رابطه بین ما تموم شده

بذار با عطا جونم زندگیمو بکنم

خدایا  شاهدم باش

خدایا کجایی؟

خدایا ببینش؟چه بی اعتنایی

خیالات برم داشت

ازت موند یه سایه

توهم گرفته دل پر گلایه...

خدا مگه من بدی کردم بشه؟

تو که شاهد بودی بگو

بده یکی غیرتی بشه؟

تو زندگیت رو با عطا بکن

منم اینجا داغون بشینم یه گوشه

حتما این انصاف هست...


+ نوشته شده در سه شنبه 1391/02/12 ساعت 22:7 توسط تک پر |


تولدم مبارک...

یه 4 دیواری سوت و کور 

یه خونه غرق سکوت

امشب تولد منه 

شمعهای رفتن تو فوت


تولدم بهونه ای بود که امشب بهم تبریک گفتی

بهم اقلا یه اس زدی 

ولی دیگه فکر نکنم از این بعد بهونه ای باشه 

تا یاد من بیفتی 

خیلی حرفا تو دلم هست بگم 

ولی به قول خودت غر هست

بهت که گفتم خیالی نیست

دیگه چیزی واسه از دست دادن ندارم

تازه فهمیدم که همه چی پول هست

هرکی میگه پول مهم نیست داره دروغ میگه

اگه من پولدار بودم هم اینجوری با من رفتار میکردی؟

گفت پول نمیاره همیشه خوشبختی 

گفتم اگه نداری  هم بدبختی..

خوب گوشاتو وا کن ببین چی میگم سلوا

با هرکی باشی سهم هرکی بشی

اینو بدون من یکی چشام براهه

تا لحظه مرگ تنها می مونم

رنگ پیرهنم موقعی سفید میشه که کفنم کنن

وقتی منو نمیخوای چیکار کنم؟

خودمو جر بدم هم جلو چشات برات بمیرم هم 

دیگه برات مهم نیست

چون بی مایه نمیشه...

+ نوشته شده در یکشنبه 1391/02/10 ساعت 22:32 توسط تک پر |


مرد تنها...

من از شبی میام که توش ستاره سو سو نداره

از اون شبی که شب موهاش تو هیچ شبی بو نداره

یه بندرم خالی و پرت که لنج و جاشو نداره

یه جاشو تو دریا که قایق و پارو نداره

یه پهلوون خسته که نشون به بازو نداره 

سهراب خنجر خورده ام که نوشدارو نداره

مثله یه قلعه تو کویر که بوم و بارو نداره

مثله یه صورت توی بوم که چشم و ابرو نداره

بیا به داد من برس زجه هیاهو نداره

راهو به من نشوون بده چشمهای من سو نداره

طفل هراسون دلم به تنهایی خو نداره

میخواد که دوست داشتن تو  بهت بگه رو نداره...


+ نوشته شده در شنبه 1391/02/02 ساعت 11:20 توسط تک پر |